دانلود آلبوم طلوع با صدای معین
دانلود آلبوم طلوع با صدای معین
Download New Album Moein – Tolue

طلوع نام یکی از آلبومهای موسیقی معین است که در سال ۱۳۸۶ منتشر شد. این آلبوم در سبک پاپ تهیه شده و شامل ۱۱ قطعه موسیقی است.
معین در آلبوم «طلوع» علاوه بر همکاری با هنرمندان خارج از ایران، با تعدادی از هنرمندان و ترانهسرایان جوان داخل کشور نیز همکاری داشته است. آهنگسازی قطعات این آلبوم را بابک بیات بر عهده داشته و ترانههای آن توسط بابک صحرایی، اهورا ایمان و ترانه مکرم سروده شدهاند.
معین درباره فضای این آلبوم در مصاحبهای گفته است که اگرچه از آثار و سبک قدیمی خود فاصله نگرفته، اما در «طلوع» به سمت نوگرایی حرکت کرده است. این رویکرد باعث شد آلبوم طلوع در کنار حفظ حالوهوای آثار قدیمی معین، رنگ و بوی تازهتری نیز داشته باشد.
در ادامه به شما پیشنهاد میکنیم دانلود اهنگ های معین را با کیفیت 320
Playlist
- متن آهنگ
متن آهنگ معین ملاقات
قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم
قرار نبود اینجوری شه یهو بشی همه کسم
راستی چی شد . چه جوری شد . اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست . تا کم شه از جرم خودم
راستی چی شد . چه جوری شد . اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست . تا کم شه از جرم خودم
به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری
چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری
نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم
تو دریا باش و من جویبار عشق و در تو جاری
من از پروانه بودن ها . من از دیوانه بودن ها
من از بازی یک شعله سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمی ترسم
من از هیچ بودن ها . از عشق نداشتن ها
از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم
- متن آهنگ
متن ترانه معین خوشبینی
بیا با دیدهٔ خوشبینی به دنیا بنگریم
غصه را رها کنیم ، مژدهٔ شادی آوریم
بیا به قشنگی های زندگی نظر کنیم
روی بال آرزو به شهر عشق سفر کنیم
بیا از هر چی غم فرار کنیم
بیا پاییز دلو بهار کنیم
لحظه های عمر ما زود گذره
با یه چشم به هم زدن میگذره
پس چه خندون ، چه گریون داره میگذره عمرا
خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا
چه خندون ، چه گریون داره میگذره عمرا
خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا
بیامو شکستو باور نکنیم
گلای امیدو پرپر نکنیم
بیا سرنوشت بسازیم واسه هم
نخوریم غصه برای بیش و کم
بیا از هر چی غم فرار کنیم
بیا پاییز دلو بهار کنیم
لحظه های عمر ما زود گذره
با یه چشم به هم زدن میگذره
پس چه خندون ، چه گریون داره میگذره عمرا
خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا
چه خندون ، چه گریون داره میگذره عمرا
خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا
- متن آهنگ
متن آهنگ معین جدایی
از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلتی بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
- متن آهنگ
بی تو من خرابم در رنج و عذابم
بی تو من خرابم در رنج و عذابم
چه ویرانگر ولی شیرینی ای عشق
گهی شاد و گهی غمگینی ای عشق
بیا که با همه افسون گری باز برای درد دل تسکینی ای عشق
بی تو من خرابم در رنج و عذابم
بی تو من خرابم در رنج و عذابم
ای عشق ای عشق ای عشق
نیایش هایم از تاثیر عشقه که پایم بسته با زنجیر عشقت
ندارم چاره ای جز عشق و مستی که این بیچارگی تدبیر عشقه
…
راستی اگه یار نبود چی می شد
احساسی در کار نبود چی می شد
تو لحظه لحظه های نا امیدی
عشق اگه غمخوار نبود چی می شد
- متن آهنگ
متن آهنگ وقتی تو با من نیستی معین
وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند
غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه می ماند
از روزهای دیر بی فردا چه می آید؟
از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟
وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند
از من اگر کوهم، اگر خورشید، اگر دریا
بی تو میان قاب پیراهن چی می ماند
بی تو چه فرقی می کند دنیای تنها را
غیر از غبار و آدم و آهن چه می ماند
وقتی تو با من نیستی از من که می پرسد
از شعر و شاعر جز شب و شیون چه می ماند
وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند
- متن آهنگ
متن اهنگ معین به تو گفتم نگفتم
به تو گفتم منو عاشق نکن دیوونه میشم/
منو از خونه آواره نکن بی خونه میشم/
به تو گفتم نگفتم/
خطر کردی نترسیدی منو دلداده کردی/
تو کردی هرچی با این ساکته افتاده کردی
دیگه از کوچهء من راهه برگشتن نداری
منم دوست و منم دشمن کسی جز من نداری
به تو گفتم نگفتم
نگفتم دل من بی اعتباره
اگه عاشق بشه پروا نداره
نمی فهمه خطر این مرغ بیدل
قفس میشکنه میره تا ستاره
به تو گفتم نگفتم
به تو گفتم اگه مستم کنی مثل پرنده
دیگه از من نپرس مستیه عاشق چون و چنده
چنان دلسوخته میزنم به اسمت زیر آواز
که آوازهء من راهه فرارتو ببنده
به تو گفتم ..
- متن آهنگ
اونقدر عاشق ميشم
عاشق ميشم
عاشق ميشم
عاشق ميشم
عاشق ميشم
اونقدر از تو ميگم که به يمن اسم تو
توي آسمون عشق رنگين کمون پيدا بشه
اونقدر عاشق ميشم که تو سرزمين عشق
بعد مجنون يه نفر صاحب نشون پيدا بشه
تو مگه قلب مني که صداي نفسات هر جا هستم با منه
تو مگه عمر مني که دم و بازدمم تو رو فرياد ميزنه
فقط تو رو ، داره فرياد ميزنه
تو هواي تازه زندگي هستي
که تو قصر آرزو هايم نشستي
تو همون معجزه و لطف خدايي
که طلسم نا اميدي رو شکستي
تو مگه قلب مني که صداي نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر مني که دم و بازدمم تو رو فرياد ميزنه ؟
فقط تو رو ، داره فرياد ميزنه
ميون گلها نرو ، سخته پيدا کردنت
آخه تو خودت گلي ، چه قشنگه ديدنت
ميون گلها نرو ، سخته پيدا کردنت
گل خجالت ميکشه از تو و خنديدنت
تو مگه قلب مني که صداي نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر مني که دم و بازدمم تو رو فرياد ميزنه ؟
فقط تو رو ، داره فرياد ميزنه
تو هواي تازه? زندگي هستي
که تو قصر آرزو هايم نشستي
تو همون معجزه و لطف خدايي
که طلسم نا اميدي رو شکستي
تو مگه قلب مني که صداي نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر مني که دم و بازدمم تو رو فرياد ميزنه ؟
فقط تو رو ، داره فرياد ميزنه
- متن آهنگ
متن آهنگ معین طلوع
پس از ان غروب رفتن اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به اخر
تو بیا شروع من باش
شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای گریه های اخر من
اسمتو ببخش به لبهام
بی تو خالیه نفسهام
خط بکش رو باور من زیر سایبون دستهام
خواب سبز رازقی باش
عاشق همیشگی باش
خسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی باش
پس از ان غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به اخر تو بیا شروع من باش
شبو از قصه جدا کن چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای گریه های اخر من
من پر از حرف سکوتم خالی ام رو به سقوطم
بی تو و ابیه عشقت تشنه ام کویر لوتم
نمیخوام اشفته باشم
ارزوی خفته باشم
تو نذار اخر قصه حرفمو نگفته باشم
پس از ان غروب رفتن اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به اخر
تو بیا شروع من باش
شب و از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من خط بکش رو جای پای گریه های اخر من
پس از غروب رفتن اولین طلوع من باش
- متن آهنگ
متن آهنگ شراب از معین
برو برو که خسته ام از شکستنم
من عاصی از هر عشق و هر دل بستنم
کبوترم که پر زدم ز بام تو
بیزارم از نامت به لب آوردنم
آه …
یه روز سراب من و خواب من و شراب من تو بودی و تو
امروز شهاب من و تاب من و عذاب من تو هستی و تو
یه روز بهار من و یار من و قرار من تو بودی و تو
امروز خزان من و زوال من و زیان من تو هستی و توستاره ها رو شمردم نیومدی و نمردم
بیا که جون نسپردم بیا که جون نسپردم
میون گریه دویدم حباب اشکو دریدم
ندیدمت که ندیدم ندیدمت که ندیدمیه روز سراب من و خواب من و شراب من تو بودی و تو
امروز شهاب من و تاب من و عذاب من تو هستی و تو
یه روز بهار من و یار من و قرار من تو بودی و تو
امروز خزان من و زوال من و زیان من تو هستی و توبرو برو که خسته ام از شکستنم
من عاصی از هر عشق و هر دل بستنم
کبوترم که پر زدم ز بام تو
بیزارم از نامت به لب آوردنم
آه …یه روز سراب من و خواب من و شراب من تو بودی و تو
امروز شهاب من و تاب من و عذاب من تو هستی و تو
یه روز بهار من و یار من و قرار من تو بودی و تو
امروز خزان من و زوال من و زیان من تو هستی و تو
یه روز سراب من و خواب من و شراب من تو بودی و تو
امروز شهاب من و تاب من و عذاب من تو هستی و تو
یه روز بهار من و یار من و قرار من تو بودی و تو
امروز خزان من و زوال من و زیان من تو هستی و تو - متن آهنگ
متن آهنگ معین ای دریغ از عمر رفته
چون سرابی در کویر چون خیالی دلپذیر/
رفته بودی آمدی اما چه دیر/
اما چه دیر …/
رفتی و آمد بهار بی قرارم بی قرار/
خاطراتت را فقط از من مگیر
از من مگیر …
از میان قاب دودی رنگ شیشه
می بریدی از من اما تا همیشه
تا همیشه تا همیشه …
با همه دریا دلی دل را به دریاها زدم
پشت پا بر اصل بی بنیاد این دنیا زدم
با هزاران آرزو با صد هزار شوق و امید
از پس دیروز و امروز ناگهان فردا رسید
ای دریغ از عمر رفته ای دریغ
قصه ابریشم و بیداد تیغ
ای دریغ از عمر رفته ای دریغ
قصه ابریشم و بیداد تیغخاطراتم لحظه لحظه رنج موعودم شده
چشمه وقت تشنگی آب گل آلودم شده
همچو ماه آسمان از من گریزان میشوی
مثل شب در ظلمت هر سایه پنهان میشوی
چون سرابی در کویر چون خیالی دلپذیر
رفته بودی آمدی اما چه دیر
اما چه دیر …
رفتی و آمد بهار بی قرارم بی قرار
خاطراتت را فقط از من مگیر
از من مگیر …
از میان قاب دودی رنگ شیشه
می بریدی از من اما تا همیشه
تا همیشه تا همیشه …
با همه دریا دلی دل را به دریاها زدم
پشت پا بر اصل بی بنیاد این دنیا زدم
با هزاران آرزو با صد هزار شوق و امید
از پس دیروز و امروز ناگهان فردا رسید
ای دریغ از عمر رفته ای دریغ
قصه ابریشم و بیداد تیغ
ای دریغ از عمر رفته ای دریغ
قصه ابریشم و بیداد تیغ


















دیدگاه خود را بگذارید